سیر تاریخ ایران بر خلاف تاریخ غرب - که خطی ست و مدام در حال ترقی بوده - مدام بر مدار تکرار خطا های گذشته پیش می رود. تاریخ ایران، تاریخی مدور است. به جای اینکه رو به جلو برود، مدام در دوری باطل در حال تکرار خطا ها و اشتباهات گذشته است. همانانی که محرک شروع جنگ دوم ایران و روسیه بودند، بعد ها در قامتی دیگر قائم مقام را کشتند.
همان تفکری که قائم مقام را به کشتن داد، امیرکبیر را در کاشان رگ زد.
همان دسته ای که امیرکبیر را کشتند، میرزا ملکم خان را از وطن تبعید کردند.
همانانی که ملکم خان را تبعید کردند، انقلاب مشروطه را به بیراهه بردند.
همانانی که دستاورد های انقلاب مشروطه را نابود کردند، مصدق را سرنگون کردند.
و این چرخه کماکان ادامه دارد.
رضا جولایی در آثارش - به خصوص در پاییز ۳۲ - به دل تاریخ زده و آدم هایی رنج کشیده، بازنده و کنار گذاشته شده از صحنه ی اجتماع را شخصیت پردازی کرده است. آنهایی که در سیر حوادث خسته شده و کم آورده اند. شخصیت هایی که خود را در صحنه ی مبارزه علیه استبداد، شکست خورده می دانند. یکی دیگر از ویژگی های بارز این کتاب، پرداخت ریز و دقیق در جزییات است به صورتی که خواننده ای که شاید با تاریخ معاصر ایران چندان آشنایی نداشته باشد، با خواندن این اثر پی به اوضاع شرایط اجتماع آن روزگار خواهد برد.
او ما را به دل تاریخ می برد. ما در داستان های رضا جولایی با بغض مردمی روبرو می شویم که در راه رسیدن به آرزو ها و آرمان هایشان شکست خورده اند، خسته اند و سردرگم.
بابک ابراهیم پور
برچسب:
نویسنده: پویان سلطانی