
مجموعه قصه "ترس و لرز" سومین کتابی بود که از غلامحسین ساعدی خواندم. کتاب معروف "عزاداران بیل" و "شب نشینی با شکوه" از دیگر کتاب های این نویسنده است. جغرافیای قصه ها، جایی در جنوب کشور است، در کنار خلیج فارس. کتاب کامل شش قصه است که هر قصه در نوع خود مستقل و کامل اما از نظر تیپ ها، فضا، مکان، زبان و ... شش قصه ی بهم پیوسته به نظر می رسند.
در هریک از قصهها اتفاق عجیب و غریبی میافتد. حوادثی رخ می دهد، غریبه ای وارد شهر می شود و معمایی طرح می شود. خواننده انتظار دارد که این حوادث به تدریج در ادامه کتاب و در قصههای دیگر واکاوی و رازگشایی شود. اما این انتظار برآورده نمیشود. گره هایی که در قصه ایجاد می شود، همانطور باز نشده رها می شود و قصه تمام می شود. غلامحسین ساعدی برای اتمام قصه ی خود از ذهن مخاطب کمک می گیرد و انگار این مخاطب است که باید قصه را در ذهن خود تمام کند. در این بین قصه ششم، روایتی نمادین تر از بقیه قصه هاست، روایت هجوم استعمار به مردم ساده و بی دفاع و بلایی که این استعمار بر سر مردم می آورد. چند شخصیت غریبه و پولدار وارد روستا می شوند و به قصد کمک و رفع گرسنگی روستاییان، آنها را به جان هم می اندازند!
همانطور که از نام کتاب پیداست، یکی از کلیدواژه های مهمی که می توانیم در مورد قصه های این کتاب به کار ببریم، واژه ی "ترس" است.
ترس ناشی از رویارویی با پدیده های ناشناخته - ترس ناشی از رویارویی با غریبه ها - ترس از مرگ - ترس از فقر و گرسنگی.
instagram: babak.ebrahimpoor
ققنوس...
ما را در سایت ققنوس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: پنجشنبه 24 مهر 1399 ساعت: 3:46