
چاپ دوم مجموعه داستان "پنجره ای نبود" اثر بابک ابراهیم پور توسط نشر قصه باران منتشر شد.مقدمهای بر چاپ دوم کتاب: تمام داستانهای این کتاب در دوران دانشجوییام نوشته شد، وقتی که در مقطع کارشناسی تاریخ تحصیل میکردم. این کتاب حاصل زیست ادبی یک جوان ۲۲ ساله است. حالا که پس از گذشت چندین سال به این داستانها نگاه میکنم میفهمم که من - همچون بیشتر نویسندگان و هنرمندان ایران - چقدر زود پخته شدم! پختگی نه از آن جهت که دنیا دیده باشم یا تجارب یک انسان پا به سن گذاشته را داشته باشم، نه. از این جهت که خ...
ادامه مطلب
از آخرین باری که اینجا چیزی نوشتم بیشتر از دو سال می گذره. آخرین مطلب این وبلاگ، معرفی کتابم بود که در تیر 1400 منتشر شد. از دو سال پیش به این سو، چه اتفاق ها که نیفتاد... می بینی؟ رضا براهنی مرد، عباس معروفی، یدالله رویایی، احمدرضا احمدی... همه ی این غول های ادبی مردند. همین چند روز پیش هم میلان کوندرا، یکی از بزرگترین نویسندگان جهان مرد. کوندرا را بسیار دوست داشتم. اگر به من بگویی که قرار است به یک جزیره تبعید شوی و حق داری برای باقی عمرت تنها یک کتاب انتخاب کنی، من بار هستی را انتخاب می کردم....
ادامه مطلب
از آخرین باری که اینجا چیزی نوشتم بیشتر از دو سال می گذره. آخرین مطلب این وبلاگ، معرفی کتابم بود که در تیر 1400 منتشر شد. از دو سال پیش به این سو، چه اتفاق ها که نیفتاد... می بینی؟ رضا براهنی مرد، عباس معروفی، یدالله رویایی، احمدرضا احمدی... همه ی این غول های ادبی مردند. همین چند روز پیش هم میلان کوندرا، یکی از بزرگترین نویسندگان جهان مرد. کوندرا را بسیار دوست داشتم. اگر به من بگویی که قرار است به یک جزیره تبعید شوی و حق داری برای باقی عمرت تنها یک کتاب انتخاب کنی، من بار هستی را انتخاب می کردم. یک بار در 20 سالگی خواندمش و هنوز طعم لذتبخشش زیر زبانم است.مهسا امینی هم مرد، 500 جوان دیگر نیز به همراهش در این وطن پرپر شدند. آدم دق می کند، دیوانه می شود اینجا...وبلاگ نویسی در سال 2023 تقریبا شب...
ادامه مطلب
چاپ دوم مجموعه داستان "پنجره ای نبود" اثر بابک ابراهیم پور توسط نشر قصه باران منتشر شد.مقدمهای بر چاپ دوم کتاب:تمام داستانهای این کتاب در دوران دانشجوییام نوشته شد، وقتی که در مقطع کارشناسی تاریخ تحصیل میکردم. این کتاب حاصل زیست ادبی یک جوان ۲۲ ساله است. حالا که پس از گذشت چندین سال به این داستانها نگاه میکنم میفهمم که من - همچون بیشتر نویسندگان و هنرمندان ایران - چقدر زود پخته شدم! پختگی نه از آن جهت که دنیا دیده باشم یا تجارب یک انسان پا به سن گذاشته را داشته باشم، نه. از این جهت که خیلی زود زندگی مرا با رنج ها و دردهای خودش آشنا کرد. خیلی زود با تاریکیهای دنیا آشنا شدم و لمسش کردم. ۲۲ سالگی سنی نیست که یک انسان عادی بخواهد این همه از درد و رنج بنویسد. من و امثال من خیلی زود آن روی دیگر زن...
ادامه مطلب
سیر تاریخ ایران بر خلاف تاریخ غرب - که خطی ست و مدام در حال ترقی بوده - مدام بر مدار تکرار خطا های گذشته پیش می رود. تاریخ ایران، تاریخی مدور است. به جای اینکه رو به جلو برود، مدام در دوری باطل در حال...
ادامه مطلب
بی عشق، بی وطن(مجموعه داستان)نویسنده: بابک ابراهیم پورمنتشر شد!خرید اینترنتی کتاب از نبض هنرمراکز تهیه کتاب:روبروی دانشگاه تهران / پاساژ فروزنده / طبقه منفی یک / پلاک 212 / کتابسرای فصل پنجمکرج / ...
ادامه مطلب
نخستین وبلاگ مجموعه کلمه وبلاگ داستان کلمه م با عنوان " وبلاگ پنجره کلمه ای وبلاگ نبود کلمه " توسط نشر وبلاگ آنیما کلمه منتشر شد! وبلاگ پنجره کلمه ای وبلاگ نبود کلمه ( وبلاگ مجموعه کلمه وبلاگ داستان کلمه ) نویسنده: وبلاگ بابک کلمه وبلاگ ابراهیم کلمه پور نشر: وبلاگ آنیما کلمه *** معرفی وبلاگ بابک کلمه وبلاگ ابراهیم کلمه پور / نویسنده نگاهی به کتاب " وبلاگ پنجره کلمه ...
ادامه مطلب
آنجا که ذهن خسته ی نویسنده، از خلق آثار بلند باز میماند، مینیمالیسم آغاز میشود. وبلاگ مجموعه کلمه ی حاضر شامل 37 اثر کوتاه مینیمالیستی است. جدا از نقاط قوت و ضعفی که هر اثری میتواند شاملش شود، این وبلاگ مجموعه کلمه برای...
ادامه مطلب
به قلم: بابک ابراهیم پور می گویند هر شاعر خوبی لزوما نویسنده ی خوبی نیست؛ و البته برعکس. احمدرضا احمدی نامی آشناست که او را به اشعار زیبایش می شناسیم. نگاهی داشته باشیم به رمان این شاعر و نویسنده: ((بر دیوار کافه.)) رمان "بر دیوار کافه" نوشته ی احمدرضا احمدی است که در سال 1394 توسط نشر ثالث به چاپ رسیده است. شخصیت اصلی این داستان، دانشجوی سینماست که در فقر زندگی می کند و مجبور است به شغل های مختلف و موقتی رو بیاورد. چند فیلم ناموفق می سازد و شکست می خورد. اما ناگهان فیلم پر فروشی می سازد و پول خوبی گیرش می آید! او همیشه به کافه ای می رود که پیرمردی صاحب آن است. بر دیوار کافه یادگاری هایی توسط افراد مختلف نوشته شده که توجه این فیلمساز را جلب می کند. او یک بار یواشکی تمام آن نوشته ها را یادد...
ادامه مطلب
به قلم: بابک ابراهیم پور "گاهی باید ضربِ محکمِ مشت را بخوری تا به خود آیی که کجا زندگی می کنی" غلامحسین ساعدی. عزادارن بَیَل را شاید بتوان مهم ترین اثر ادبی غلامحسین ساعدی دانست. این کتاب از هشت قصه ی بهم پیوسته تشکیل شده که در عین یگانگی فضا و مکان، دارای مضمون های کم و بیش متنوعی است و در هرکدام از این قصه ها اتفاقات جدیدی رقم می خورد. تمامی این هشت قصه حول محور مردم بیل رقم می خورد. ساعدی در ...
ادامه مطلب
✍به قلم: بابک ابراهیم پور نوروز تجلی زیبایی و نماد شکوه و قدرت طبیعت است. نوروز شروع یک زندگی دوباره است؛ نوروز که میرسد درختان پیر و عریان دوباره و چندباره می رویند و بارور می شوند و گویی ایستادگی شان را در برابر زمستان سرد و سخت به رخ ما می کشند. نوروز روز تازه شدن است، روز نو شدن، روز فراموشی کهنگی هاست، روز طلوعی دوباره برای انسان هاست. فروردین چه سبز میرسد و می بینی که پرندگان آسمان چه با اب...
ادامه مطلب
به قلم: بابک ابراهیم پور هنوز فکر می کنم تازه اتفاق افتاده؛ درحالی که دو سال از ماجرا می گذرد (از متن کتاب). شاید بتوان گفت کل محور رمان روی همین جمله است. "دختری در قطار" یک رمان عشقی- جنایی است که در آن عشق و وحشت به هم آمیخته اند. راشل زنی الکلی است که در زندگی زناشویی شکست خورده و از همسرش جدا شده است. از طرفی به دلیل افراط در نوشیدن از کارش اخراج می شود و به خاطر اینکه کسی متوجه این قضیه...
ادامه مطلب
به قلم: بابک ابراهیم پور مجموعه داستان "بنی آدم" آخرین اثر محمود دولت آبادی تا به اینجاست که در سال 1394 منتشر شد. مروری به آخرین داستان این مجموعه داشته باشیم. از همان ابتدای داستان "اتفاقی نمی افتد" نویسنده فضایی سرد و یخ زده و ملتهب را به خواننده نشان می دهد که اتفاقا به حالات روحی و روانی شخصیت اول داستان نیز نزدیک است. راوی داستان دانای کل است که به درون فکر افراد نفوذ می کند و شرح جزییات آنه...
ادامه مطلب
يک روز کسی می آید که دستانش بوی بهار می دهد یک روز کسی می شتابد و دوده های شب را از وجودم می زداید می دانم طلوع قشنگت را روزی از درون خورشید پرواز می کنی و قلبم را به تشعشعات عشق ات آینه وار به نور صیقل می دهی روزی ظهور می کنی ناگهان و من تمام تلخی های سینه ام را به روی شب قی می کنم روزی که از لبانت رز می شکوفد چه زیبا می شود که بهشتی برین خواهیم ساخت مریم من عیسی یت یقین دارد روزی پیامبر گونه نازل می شوی و هیچ یهودایی توان تصلیب مرا نخواهد داشت مریم من وقتی می آیی که قلبم به صور اسرافیل آن فرشته ی نحس شاید نیشخند می زند که من آخرت خویش را به عشقت می سپارم یق...
ادامه مطلب
به قلم بابک ابراهیم پور بیژن نجدی را به نثر شاعرانه اش می شناسیم. او خود شاعری توانمند و متعهد بود که احساسات شاعرانه اش به داستان هایش هم رخنه کرد. جملات داستان هایش لطافت و آهنگ خاصی دارند که به زبان خوش می آید. مجموعه داستان "یوزپلنگانی که با من دویده اند" تنها کتابی است که بیژن نجدی در زمان حیاتش منتشر کرد. نگاهی به یکی از داستان های این کتاب می اندازیم: روز اسب ریزی. از همان ابتدای داستان، جملات با آهنگ خاصی شروع می شود: ((پوستم سفید بود. مو های ریخته روی گردنم زردی گندم را داشت. دو لکه ی باریک تنباکویی لای دست هایم بود)). روایت داستان بین اول شخص و سوم...
ادامه مطلب
1: من بابکم اژدهایی که از دهان زخمی اش کلام ساطع می شود خرمدینان را جمع می کنم با پرچم سرخ و کلام معجزه ای می شود به نابودی تباهی در شب دیو کشان قلم ها برنده ترین اند من اژدهای تاریکی ام پیامبر عصیانگر عصر سقوط! ####### 2: پاییز می رسد اما تو تابستانی در گرمای دستانت داری که وجودم را به سرمای کشنده مقاوم می کند! ####### 3: یک روز کسی می آید که دستانش بوی بهار می دهد! ####### 4: قلم کم می آورد در ثنای تو از کدامین کتاب مقدس برخاسته ای بانو؟ بابک ابراهیم پور...
ادامه مطلب
به قلم: بابک ابراهیم پور آواز گوسفندها، مجموعه داستانی متنوع در ساختار و محتوا است. سبک نوشتاری و فرمی اکثر داستان ها با هم متفاوت است و این تنوع برای خواننده جذاب و گیراست. کتاب علیرغم حجم تقریبا کمی که دارد مفاهیم جدی و مهم زندگی همچون عشق، از خود گذشتگی، بیداد، آزادی، استبداد و ... را مطرح می سازد و خواننده را وادار می کند که به تعمق و تفکر بپردازد و سرسری از کنار حوادث داستان رد نشود. نگاهی به چند داستان از این مجموعه داشته باشیم: در "انگار یه چیزی کمه" که توسط زاویه دید اول شخص روایت می شود، کاملا به دور از شعار و کلیشه و به صورت جدی فقدان عشقی عمیق را ...
ادامه مطلب
ماهنامه ادبیات داستانی چوک اولین ماهنامه الکترونیک (پیدیاف) ادبیات داستانی ایران است که به سردبیری مهدی رضایی، اولین شماره آن در شهریور سال 89 منتشر شد و همچنان ادامه دارد. این ماهنامه هر ماه برای 100.000 نفر فارسی زبان در سراسر دنیا ارسال میشود. کانون فرهنگی چوک، متعلق به هیچ سازمان و نهاد خاصی نیست و برخاسته از همت عدهای جوان دوستدار ادبیات است که قصد دارند در جهت ارتقای فرهنگ و ادبیات ایرانی در حوزه داستان تلاش کنند. نشر این ماهنامه به هر نحوی، چاپی، سیدی، ایمیل و... حسن نیت شما به ما تلقی میشود. مقاله هندسه داستان سیر تحول نثر پارسی داس...
ادامه مطلب
به قلم: بابک ابراهیم پور (("حال هیچکس خوب نیست" اسم اولین مجموعه داستان من است که سال 1393 نشر نصیرا در چند نسخه که برای خودم هم نامعلوم است، منتشر کرد. تعدادی از آن هم در تهران و چند شهرستان توزیع شد. بعد ناشر مرحوم شد و نشر لغو امتیار و این کتاب هم مثل یک بچه یتیم افتاد یه گوشه. امروز به خودم گفتم حالا که دیگر کتاب به کسی متعهد نیست، آن را به این شکل در اختیار دوستان بگذارم تا مشقم را خط بزنند و نظرشان را درباره داستان های آن با من در میان بگذارند. نسترن مکارمی)). نسترن مکارمی، این کتاب را در فضای مجازی منتشر کرده است. کتاب متشکل از هشت داستان کوتاه با سبک های ...
ادامه مطلب
به قلم: بابک ابراهیم پور ((کاش همه چیز خیلی راحت فقط در ذهن ما انسان ها جریان پیدا می کرد و همانجا نیز به آخر می رسید و کوچکترین نشانه ای از خود به جا نمی گذاشت)) از متن کتاب. رمان را یک نفس و بی وقفه خواندم. زبان و لحن یکدست و روانی دارد و همچنین دارای تعلیق قدرتمندی است که خواننده را تا پایان داستان تشنه نگه می دارد. داستان از دید اول شخص روایت می شود و راوی (شخصیت داستان) حالات و افکار درونی اش را برای مخاطب بیان می کند. با توجه به ایده و موضوع رمان، زاویه دید به خوبی انتخاب و به کار گرفته شده است. رمان، روایت پسری است که در کودکی مورد تجاوز واقع شده و این ات...
ادامه مطلب