
ایران، ققنوس است. از خاکستر بر می خیزد! نویسنده: بابک ابراهیم پور* تقدیم به سجاد نیرومند، برای رنج های مشترکمان.. احمد گفت: ((هزار بار بهت گفتم. برو پیش این دعانویسه؛ کارتو راه میندازه.))بهزاد جواب داد: ((باز این مزخرفات رو تحویل من نده. مثلا تو رفتی، زندگیت از این رو به اون رو شد؟!))- نه حالا در این حد. ولی خب کاملا حس می کنم اون نحسی ای که رو زندگیم افتاده بود، از بین رفته یا حداقل کمرنگ تر شده. دیگه اونقدر پشت سر هم اتفاق بد برام نمیفته. تو نحسی افتاده...
ادامه مطلب
ایران، ققنوس است. از خاکستر بر می خیزد! نویسنده: بابک ابراهیم پور آقای ژ هنگامی که به تخت خواب رفت، پیش از آن که چشمانش را ببندد، کابوسِ بیداری هر شبه اش را مرور کرد. به این فکر کرد که از زمان بازنشستگی اش از اداره که حالا دو سال از آن می گذرد، چقدر به طرز وحشتناکی تنها و فراموش شده. آدم های دور و برش درست بعد از بازنشستگی اش، ناگهان غیبشان زد. جوری گم و گور شدند، انگار که هیچوقت نبودند. حالا دو سالی می شد که به طرز وحشتناکی به این پی برده بود که آدم های ...
ادامه مطلب
چاپ دوم مجموعه داستان "پنجره ای نبود" اثر بابک ابراهیم پور توسط نشر قصه باران منتشر شد.مقدمهای بر چاپ دوم کتاب:تمام داستانهای این کتاب در دوران دانشجوییام نوشته شد، وقتی که در مقطع کارشناسی تاریخ تحصیل میکردم. این کتاب حاصل زیست ادبی یک جوان ۲۲ ساله است. حالا که پس از گذشت چندین سال به این داستانها نگاه میکنم میفهمم که من - همچون بیشتر نویسندگان و هنرمندان ایران - چقدر زود پخته شدم! پختگی نه از آن جهت که دنیا دیده باشم یا تجارب یک انسان پا به سن گذاشته را داشته باشم، نه. از این جهت که خیلی زود ز...
ادامه مطلب
سیر تاریخ ایران بر خلاف تاریخ غرب - که خطی ست و مدام در حال ترقی بوده - مدام بر مدار تکرار خطا های گذشته پیش می رود. تاریخ ایران، تاریخی مدور است. به جای اینکه رو به جلو برود، مدام در دوری باطل در حال...
ادامه مطلب
xa0دفترچه ی خاطراتم را باز می کنم. می نویسم:روز خیلی خوبی داشتم. واقعا خوشحالم.امروز کمتر گریستم!xa0بابک ابراهیم پور...
ادامه مطلب
1با شاخه گلی به خانه بازگشتم تا ببوسمش.در آستانه ی اتاق خواب، ویران شدم.رفته بود...xa0بابک ابراهیم پورxa0xa0xa0xa02مگر نمی گفتی قلب ها که نزدیک باشد کافیست؟ مگر نمی گفتی چشم ها که در هیبت معشوق عمیق شوند کافیست...
ادامه مطلب
بی عشق، بی وطن(مجموعه داستان)نویسنده: بابک ابراهیم پورxa0منتشر شد!xa0خرید اینترنتی کتاب از نبض هنرxa0مراکز تهیه کتاب:روبروی دانشگاه تهران / پاساژ فروزنده / طبقه منفی یک / پلاک 212 / کتابسرای فصل پنجمxa0کرج / ...
ادامه مطلب
نخستین وبلاگ مجموعه کلمه وبلاگ داستان کلمه م با عنوان " وبلاگ پنجره کلمه ای وبلاگ نبود کلمه " توسط نشر وبلاگ آنیما کلمه منتشر شد! وبلاگ پنجره کلمه ای وبلاگ نبود کلمه ( وبلاگ مجموعه کلمه وبلاگ داستان کلمه ) نویسنده: وبلاگ بابک کلمه وبلاگ ابراهیم کلمه پور نشر: وبلاگ آنیما کلمه *** معرفی وبلاگ بابک کلمه وبلاگ ابراهیم کلمه پور / نویسنده xa0 نگاهی به کتاب " وبلاگ پنجره کلمه ...
ادامه مطلب
آنجا که ذهن خسته ی نویسنده، از خلق آثار بلند باز میماند، مینیمالیسم آغاز میشود. وبلاگ مجموعه کلمه ی حاضر شامل 37 اثر کوتاه مینیمالیستی است. جدا از نقاط قوت و ضعفی که هر اثری میتواند شاملش شود، این وبلاگ مجموعه کلمه برای...
ادامه مطلب
نویسنده: بابک ابراهیم پور داستانی از من در سایت سایه ها...
ادامه مطلب
داستانی به قلم بابک ابراهیم پور در سایت چوک: "با من سقوط کن مصدق"...
ادامه مطلب
به قلم: بابک ابراهیم پور مجموعه داستان "بنی آدم" آخرین اثر محمود دولت آبادی تا به اینجاست که در سال 1394 منتشر شد. مروری به آخرین داستان این مجموعه داشته باشیم. از همان ابتدای داستان "اتفاقی نمی افتد" نویسنده فضایی سرد و یخ زده و ملتهب را به خواننده نشان می دهد که اتفاقا به حالات روحی و روانی شخصیت اول داستان نیز نزدیک است. راوی داستان دانای کل است که به درون فکر افراد نفوذ می کند و شرح جزییات آنه...
ادامه مطلب
نويسنده: بابک ابراهيم پور *به زنان سرزمینم. دود سیگار تمام خانه را کدر می کرد. زن همچنان که هق هقِ گریه و سرفه اش تلفیق میشد با صدای گرفته داد زد: ((خیلی نامردی، خیلی پستی!))- خفه شو هرزه. آدمت می کنم. یا آدم میشی یا میکشمت... حالا انقدر پر رو میشی که دیگه به حرفم گوش نمیدی؟ آزادت گذاشتم هرجا دلت بخواد میری، چشم و گوشت وا شده... با مردا ی هیز و جلف دم خور میشی. فکر کردی من سیب زمینی ام؟... (برای چ...
ادامه مطلب
به قلم بابک ابراهیم پور xa0 بیژن نجدی را به نثر شاعرانه اش می شناسیم. او خود شاعری توانمند و متعهد بود که احساسات شاعرانه اش به داستان هایش هم رخنه کرد. جملات داستان هایش لطافت و آهنگ خاصی دارند که به زبان خوش می آید. مجموعه داستان "یوزپلنگانی که با من دویده اند" تنها کتابی است که بیژن نجدی در زمان حیاتش منتشر کرد. نگاهی به یکی از داستان های این کتاب می اندازیم: روز اسب ریزی. از همان ابتدای داستان، جملات با آهنگ خاصی شروع می شود: ((پوستم سفید بود. مو های ریخته روی گردنم زردی گندم را داشت. دو لکه...
ادامه مطلب
به قلم: بابک ابراهیم پور آواز گوسفندها، مجموعه داستانی متنوع در ساختار و محتوا است. سبک نوشتاری و فرمی اکثر داستان ها با هم متفاوت است و این تنوع برای خواننده جذاب و گیراست. کتاب علیرغم حجم تقریبا کمی که دارد مفاهیم جدی و مهم زندگی همچون عشق، از خود گذشتگی، بیداد، آزادی، استبداد و ... را مطرح می سازد و خواننده را وادار می کند که به تعمق و تفکر بپردازد و سرسری از کنار حوادث داستان رد نشود. نگاهی به چند داستان از این مجموعه داشته باشیم: در "انگار یه چیزی کمه" که توسط زاویه دید اول شخص روایت می شود...
ادامه مطلب
به قلم: بابک ابراهیم پور (("حال هیچکس خوب نیست" اسم اولین مجموعه داستان من است که سال 1393 نشر نصیرا در چند نسخه که برای خودم هم نامعلوم است، منتشر کرد. تعدادی از آن هم در تهران و چند شهرستان توزیع شد. بعد ناشر مرحوم شد و نشر لغو امتیار و این کتاب هم مثل یک بچه یتیم افتاد یه گوشه. امروز به خودم گفتم حالا که دیگر کتاب به کسی متعهد نیست، آن را به این شکل در اختیار دوستان بگذارم تا مشقم را خط بزنند و نظرشان را درباره داستان های آن با من در میان بگذارند. نسترن مکارمی)). نسترن مکارمی، این کتاب را در ...
ادامه مطلب
ماهنامه ادبیات داستانی چوک اولین ماهنامه الکترونیک (پیدیاف) ادبیات داستانی ایران است که به سردبیری مهدی رضایی، اولین شماره آن در شهریور سال 89 منتشر شد و همچنان ادامه دارد. این ماهنامه هر ماه برای 100.000 نفر فارسی زبان در سراسر دنیا ارسال میشود. کانون فرهنگی چوک، متعلق به هیچ سازمان و نهاد خاصی نیست و برخاسته از همت عدهای جوان دوستدار ادبیات است که قصد دارند در جهت ارتقای فرهنگ و ادبیات ایرانی در حوزه داستان تلاش کنند. نشر این ماهنامه به هر نحوی، چاپی، سیدی، ایمیل و... حسن نیت شما به ما تلقی ...
ادامه مطلب
18 مرداد 1395 به همراه چند نفر از بچه هاي دانشگاه براي شرکت در جشنواره سراسري علمي-ادبي-هنري به تبريز رفتيم. من در رشته ي داستان کوتاه شرکت کرده بودم. 17 نفر از نويسندگان منتخب کشور در تبريز حاضر بودند. متاسفانه من عليرغم اميد زيادي که داشتم xa0جزو سه نفر اصلي انتخاب نشدم و رتبه ي پنجم رو کسب کردم. اما جدا از تمام اين چيزها؛ خوبي اين جشنواره ها اين است که با فضا ها و آدم هاي جديد آشنا مي شويم و تجربه مي کنيم. وحيد آقاکرمي يکي از داور هاي ما بود که مي دانم هيچوقت نامش از ذهنم پاک نخواهد شد. چيز ه...
ادامه مطلب